SelfGiveAwayNess: kinda Part 2

از خواب اضافی لذت می‌برم، اما شب را بیدار می‌مانم. از کول‌نمایی متنفرم و جالب‌ترین شخصیت‌هایی که به عمرم دیدم کول‌بازی در می‌آورند. به سالیتود اعتقاد دارم و از هم‌صحبت‌شدن با دورا لذت می‌برم. دیسکوگرافی دانلود می‌کنم و تک‌آهنگ گوش می‌کنم. سیلابس درسی تعریف می‌کنم و اولین بار که از \چبر{Win32API} استفاده کردم با تابع […]

“Onlyness”, and how to make it different from “Loneliness”

شب‌ها زنده‌ام، خودم هستم. صحبت کردن در شب، بدون فرض‌های اضافی. نوشتن، بدون پیش‌نیاز. و شب‌ها، کسی به شما ایرادی نمی‌گیرد اگر کمی خمیازه بکشید. اگر کمی خودتان باشید. پاییزِ شب-طولانی-کننده را [هر چقدر بدون برف] از دست دادم. اما نروژی‌ها شش ماه شب دارند، \چبر{\لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Polar_night}{Polar Night}} می‌بینند، \چبر{\لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Midnight_sun}{Midnight Sun}} می‌بینند، و هیچ‌وقت به پاییز‌های […]

-“Excuse me sir, what if I couldn’t remember your name?” -“That’s ok dude, call me hell then”

\لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Dream}{رؤیا}، \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Hallucination}{توهم}، \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Vision_%28spirituality%29}{بینش}، \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Nightmare}{کابوس}، \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Mania}{شیدایی}، \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Delirium}{سرسام} و \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Delusion}{هذیان} دو به دو متفاوتند. دو به دو هم‌معنی‌اند. بسته به زمان، باید از تفاوت‌ها یا شباهت‌های‌شان لذت برد. \بعدی{} می‌نویسم: «هو فان» هر اراجیفی که دوست داشتید برداشت کنید.

enforced rains, and how the rain bows

فراموش‌کار نیستم. حکماً باید از یاد ببرم. در خاطرات من، فقط پیپ مانده و استلا. شاید اگر زور بزنم، یادم بیاید که خانم هاویشام را در لباس عروسی دیده‌ام. \نقل{با وجود نامی به دشواریِ فیلیپ و نام‌خانوادگی پریپ، زبان کودکانه‌ی من نمی‌توانست از برآیند این دو اسم، چیزی بیش‌تر و واضح‌تر از پیپ تلفظ کند. […]

Unitation (verb.): The Unique Immitations, Immitating The Uniques

آهسته، ممکن است در گوش تو حرف بزند. آهسته، ممکن است برای او لالایی بخواند. آهسته، به من می‌خندد اما. تو ممکن است آهسته جواب بدهی. او ممکن است آهسته بخوابد. من اما، آهسته می‌خندم. (و اسمش را می‌گذارم \چبر{“smile back”}) باید کمتر بحث کنیم و وقت بیشتری را با آهسته بگذارنیم. با آهسته قدم […]

as E-Z az ABC, and no one cares about ‘D’

۶ ساعت اول، \چبر{“I dream of rain”} بود. و ای‌کاش \چبر{“I wake in vain”}‍ی نبود که خواب من نیمه‌کاره بماند. من باید بخوابم. از همان روز خواب ندیدم. و تو [از کجا؟ اینقدر] خوب می‌دانی که حالم از خواب-بدون-رؤیا بهم می‌خورد. باید بخوابم تا ادامه‌ی خوابم را ببینم. مطمئنم که دکمه‌ی \چبر{continue} داشته و حواسم […]

Temporarily Unavailable Truth: Deterministic Decision Making Model

کوچولومون نمی‌فهمه که سابجکت ایمیل جای گریتینگ‌نویسی نیست. حالا چه \چبر{“hello”} باشه، چه «سلام» و چه \چبر{“salam”} کوچولومون از بچگی اینجور عادت‌های ابلهانه رو داشت. اما کوچولومون الآن بزرگ شده. [من چک نکردم، خودش می‌گه] دیگه باید «خرسِ گنده‌ی کوچولو» صداش کنیم. \نت{خوشحال می‌شم اگه کوچولو رو دیدید، بهش بگید که برای تشکر، بهتره از […]

Black, Cold, Night, I, Toss, And, Turn, I’m, (Sin, king), Feel, So, Drained

بخند، چون «حوصله‌ت رو ندارم» بخند، چون «قراره اتفاقی بیفته؟» بخند، چون «هنوز دوست دارم بدونم» بخند، چون من باید بخندم. \بعدی{} دلم برای من قدیمی تنگ شده. از همان من‌های ایزیلی‌اینترستد. از همان‌هایی که وبلاگ فلانی و فلانی را چک می‌کرد و احساس می‌کرد خیلی باهوش است که کلک‌های این‌یکی را فهمیده و به […]

The just-begun

اولین پاییز، سرما نداشت. شاید سال بعد. و شاید تا آن موقع نه من عشق دهلاف باشم، نه تو عاشق سرما. \بعدی{} م: «مهم نیست که منظورم رو درست فهمیدی یا غلط. مهم اینه که فهمیدی.» د: «و از اینکه دیگران برداشت بدی بکنن نمی‌ترسی؟» م: «ترس؟ آخرین باری که از نحوه‌ی تفکر دیگران ترسیدم […]

iSolo, and all the hell I was thinking/pretending-to-think about

و باور کنید همه‌ی وبلاگ-شخصی-نویس‌ها به همین نتیجه می‌رسند، بعضی‌ها دیرتر می‌رسند و بعضی‌ها زودتر نادیده‌اش می‌گیرند اما. \بعدی{} این مرکز بی‌صاحب بدجوری فعال شده. و وحشیانه یادآوری می‌کند که من هم یک \لینک{blog://?year=1388}{زمان} [و خرده‌ای] روی بلاگفا بودم، که من هم زور می‌زدم تا اثری از کول بودن در نوشته‌هایم قل‌قل بزند، که من […]