حتی سامونا رو هم میشه (اشتباها) سوزانا صدا کرد، اگر اطمینان نداشته باشی که اسمش رو باید تو دستهی S بذاری یا گرلز. \بعدی{} تو وقتی ۳۷ صفحه داستان مینویسی، [مطمئمن باش] فقط من میفهمم که منظورت از کل رمان صرفا خط سوم از صفحهی ۲۱ بوده. و وقتی که \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/John_Smith_%28disambiguation%29}{John Smith} هم از یه […]
NOT this time
این لبخند لعنتی. هیچوقت نتوسنتم یه خوبش رو fake کنم. یکی مثل مونالیزا، تا بعد از مرگم، مبحثی شروع بشه که من توی اون عکس صرفا یه لبخند عادی زدم، یا به گور دنیای احمقانهای که ساختم خندیدم. پ.ن. دنیای cache-زدهی من که معلوم نیست از کجا به اینجا رسیده دقیقا.
UnReDo
شربت آلبالو، انتهای گلویش را میسوزاند، و بعد از نوشیدن تا یکی دو روز \چبر{Recovery Mode} بالا میآمد. من هم. با این تفاوت که مینیمایز میشدم تا بقیه متوجه نشوند. \بعدی{} شاید وقتی بزرگ شدی (بزرگ که نمیشوی البته، هر وقت پیر شدی) معنی غیررمانتیک \چبر{Because I’ll die if you do} را هم بفهمی. اما […]
As an “I am NOT a nerd” on his T-shirt
بخواب. مثل سوالهای تیپیک فیل این دِ بلنکز که تو …، راستی، تو هم فالوده دوست داری یا نه؟ ساموناهای تو اگر بخواهند گریه کنند اما، جوابشان یک تو-دهنی محکم است. اصلا من کی هستم که بخوام فوراِوِر اسلیپ کنم؟
A different sentence as a decryption key
Another usual rearrangement to reReview the old memories of the young ones چون هنوز هم بعضیها ایمپلیسیتلی این خاصیت احمقانه رو دارند و البته اکپلیسیتلی زور میزنند که اینطور نباشند. گلکـ(ـلـ)ـم، انتهای هنرورزیت میشه یه چیزی تو مایههای تدریس نحوهی حل 2SAT قبل از یاد دادن DFS A wide-open eye glance in the side mirror […]
egoverflow
اینها خود ندارند. و اینکه چطور ادعای فهم زبان دارند، میشه بحث روز سوپرنارسیسیتهای افراطی. من اما به جای همهشان خودهای زیادی از خودم و خودشان دیدهام، اینقدر که خود-دان جماعتی رو ساپورت کنم: خودخواهی، خودسازی، خودآموزی، خودآزاری، خودباوری، خودکامگی، خودکشی، خود-از-تابستان-متنفرترین-بینی، خودشناسی، خودزنی، خودکمبینی، خودسری، خوددرگیری، خودفراموشی، خودنویسی، خودپنداری و البته خودا. هشت و […]
While you were asleep
ایکاش یک بار، فقط یک بار، با پایان خرداد، اسفند شروع میشد. آنوقت، من کنار باغچهمان، زیر سایهی درخت انار میخوابیدم و برگهای \چبر{snow-covered}ش را یکی یکی ورانداز میکردم. او هم تبدیل به یک خاطره میشد؛ خاطرهای از خرداد، که مسلّماً تا اسفند فراموش شده بود. \چبر{send}…
Camouflage of a vimineous tree in another hot sunny summer day
تو حتی معنی یک کلمه از حرفهای من رو نمیفهمی. و البته این که این انتظار بیجای من ریشه توی کدوم آبسشن دوران کودکی داره، احتمالا خودت بهتر میدونی. تو میدونی که سختترین بخش یه مکالمه برای من، یکی احوالپرسی اولشه (که به بهانهی *شادی، ختم به \چبر{merC & U?} میشه) و یکی خداحافظی آخرش […]
Have a “Dangerous & Moving” button in the sidebar
خیلی اعتماد به نفس لازمه، تا بین لینک اونهمه جک و جونور مثل خودت، بنویسی: \لینک{http://www.google.com/}{گوگل} \بعدی{} \ltr{агар мигам хемагхат хаддо марз надаре, манзоорам хамины} خب، بندهی خدا فکر میکرده. جرم که نیسـ… هست. \بعدی{} توهین به شعور خواننده، توهین به شعور بیننده، توهین به شعور شنونده، خلاصه توهین به شعور من. \بعدی{} بعد از […]
Maybeed
این عکس اما هر روز بزرگتر میشد و کم-crop-تر. بالاخره همه میفهمند، اما کی؟ \بعدی{} عزیزم، مشکل من سر اینه که چطوری write رو پیادهسازی کنم، وگرنه که نحوهی readن واضحه.