SElf & ME

خ: خوبی؟ م: اوهوم. خ: ولی نیستی. م: چطور؟ خ: من می‌فهمم که فرق کردی. م: اوهوم. خ: و این یعنی …؟ م: تو بگو. خ: خسته شدی؟ م: از …؟ خ: خودت؟ م: یعنی تو؟ خ: آره؟ م: آره. \بعدی{} غرور یعنی اینکه یادت نیاد آخرین باری رو که با یکی دردِدل کردی، و […]

The prettiest postfix one could ever dream of

من هنوز هم می‌تونم به آهنگ‌های سرتاسر احساس ساختگی گوش کنم و زیر لب زمزمه کنم. بعضی‌ها خیلی پروفشنال وانمود می‌کنند. \بعدی{} خیلی مانده، خیلی‌ها دیترمینیستیک نیستند هنوز. و خیلی‌ها هم مشغول انیمه دیدن شده‌اند و بی‌خیال نمی‌شوند. و برای خیلی کارها خیلی دیر شده.

reverser than ever

خیلی سخت‌تر می‌گذره وقتی این روزها حتی حوصله‌ی وانمود کردن هم نداریم. برا پسره از دور دست تکون می‌دیم و می‌گیم: «هی گای، ما هنوز اینجائیم و به ف‍*ک نرفتیم.» اون هم لبخند می‌زنه و می‌گه: «اوکِی، پس هر وقت خواستید برید به من هم بگید.»

Thinking about it everyday

من اگر ریفرش‌مانیا گرفتم مسلما تقصیر نیمفا نیست، فقط چون می‌شه بعضی وقت‌ها دیزِیبِل‌تر بود. \بعدی{} پسرک کول بود. از همون کول‌هایی که اگه تنهایی تا سر کوچه بره، خیلی زود نگران باید بشی. \بعدی{} فرار می‌کنم از همه‌ی افکار فلانوماتیک‌ی که به سراغم می‌آید، مبادا لابه‌لای زخم‌های قدیمی بترسم. من می‌ترسم. \لینک{blog://57939231am/}{می‌ترسم} و فرار […]

all those Sense-Making Sh*ts

فرزانه می‌گفت: «تا جایی که من میدونم بغض دوتا معنی داره! یکی همون که توی گلو میشینه و هر لحظه امکان ترکیدنش وجود داره و مطمئنی که شب، درست وقتی همه خوابن می ترکه و اینو فقط تو میدونی و شب. یکی هم بغضی که اونم تو گلوته ولی نمی ترکه بلکه میره تو دستات […]

re-remember

بعضی‌ها را باید از بیخ از زندگی حذف کرد. و روزی که مجبورمان کنند به جای night بگوییم dawn، من دیگر نه به «دوهزار و ناین»ها فکر می‌کنم، و نه به «یکی-در-میان های‌لایت کردن حماقت‌هایم». آنها اما [خیلی] بهتر از ما می‌دانند که کِی و از کجا بیخ پیدا کنند.

To “not yet” the question away

همه‌ی فلان-هستم‌هایی که با یک فلان-نیستم ساده شروع می‌شوند، همه‌ی «ایف یو فلان می لایک دیس»هایی که با «اَند ایف آی فلان یو لایک دَت» ادامه پیدا می‌کنند، و همه‌ی «سرم روی تنم سنگینی می‌کند»هایی که با «احساس سبکی می‌کنم» تمام می‌شوند.

CW: WC rotated CW

بالا و پایین رفتن‌های تو اگر نتیجه‌اش یک موسیقی که نایت-مُد پلِی می‌شود باشد، می‌فهمم با شعار «جیش، بوس، لالا» بزرگ نشدی. من هم گوش می‌کنم و نت-به-نت، \چبر{first after second}، سر جایم میخکوب می‌شوم.

Why is there never a bus when we want one?

من‌تظر هم اگر باشم، هیچ‌وقت آهنگ مناسب حالم رو با یه گلَنس پیدا نمی‌کنم. حتی وقتی به حرف‌های پسرک گوش می‌کنم که از معلم پدوفیل‌شان حرف می‌زد. پسرک عاقل است و معنای شـ[ـعـ]ـرهای او را می‌فهمد. هنوز بزرگ نشده اما. پسرک اما، هنوز اینقدر احمق است که نمی‌فهمد نباید همان‌طور که یوزر‌نیم‌ش را به همه […]

As if I was sober

مثل \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/ELIZA}{الیزا} مدام می‌گفت: \چبر{Can you elaborate on that?} و بعدتر می‌گفت: «داشتم با الیزا چت می‌کردم.» فقط یه کم طبیعی‌تر لطفا. حالم از بهم خوردن‌های مسخره‌اش حرف می‌زند. \بعدی{} راحت باش. مثل فیل-فری‌های همیشگی که صرفا برای فرمالیته نوشته می‌شن. من هنوز اینفرمالم اما.