cense, e-sense, and forgetting about being tired

شروع خستگی در بک‌گراند. خستگی، حتی اگر بدون واحد باشد، خیلی ساده در پاچه‌های ما فرو می‌رود، حتی اگر خواب باشیم، و حتی وقتی بمیریم. \نت{گور بابای تمام احساساتِ-«چه از روی *‍شادی، چه از روی خستگی»-نوشته-نشده. شاید یک روز تصمیم بگیرم تا به نبودن‌شان حسرت بخورم.}

Physical deadness, or how I tried to look like a moving zombie

عادت. یک عادت احمقانه‌ی به-وجود-آینده-در-لحظه‌ی-جنون. از دسته‌ی عادت‌هایی که بدون دلیل ترک می‌شوند. [حتی اگر هنوزمتقاعد نشدی که تمام تقویم‌ها جهت هفته‌ها را برعکس نشان می‌دهند] \بعدی{} من سخت‌فهم‌ترین هم اگر باشم، هنوز شک دارم. حتی به شک کردن‌ها. حتی به ۱۰ دقیقه قبل از شروع. به علاقه‌ی به-طرز-احمقانه‌ای-خنده‌دار به سالیتود. به تمام لحظاتی که […]

Qan you see me now?

– چرا ایرانی کم گوش می‌کنی؟ – چون وقتی رو مود نیستی، نمی‌تونی از صبح تا شب با صدای بلند «خسته» فرهاد رو گوش [و احتمالا زیر لب زمزمه] کنی و یکی از اطرافیان جویای حالت نشه. – مشکلش؟ – قوانین سالیتود. گرفته. و به طرز عجیبی، امروز تمام آهنگ‌های این پلِی‌لیست غمناک شده‌اند. امروز، […]

Past life regression

تئودورا، شب، آخرین ساعت‌هایی‌ست که می‌توانی زندگی کنی. بهترین وقت برای گوش کردن به قژقژهای روان‌نویس. بوی چمن می‌دهد. خیس شده [و احتمالا یخ زده] خاک. سرمایش را حس می‌کنی. و حس نیاز به یک کاراکتر مجازی، که رأس ۲۲ بیدار شود و با من زندگی کند. یکی از همین سیاهی لشکرها، که از تمام […]

FFFTFTFT: *ucking Fast Fourier Transform For The First Time

\لینک{blog://49718979am/}{تلاش} برای چپ‌چین بودن، و حالا برای \چبر{justify} شدن. خوب می‌دانم که چینش من هیچ ارزشی برای دیگران ندارد، مگر برای آنهایی که یاد گرفته‌اند \چبر{abstract} باشند، و آنهایی که وانمود می‌کنند، البته. \بعدی{} برای راحت بودن خیال من، فهمیدن [تنها] یک دقیقه از فردا کافی‌ست. اما مشکل‌ش جای دیگری‌ست. \نت{خیلی بامزه [و معصومانه] به […]

left: (-adverb) toward the left

عجیب نیست اگر بعد از چند ساعت فکر کردن، نفهمم، که چرا ام‌شب \چبر{۲۳ + ۲۵ = ۴۸} اینقدر مهم شده، که چرا دی‌شب از بین تمام گزینه‌ها بی‌خوابی را انتخاب کردم، که چرا پری‌شب باران نبارید با اینکه قول‌ش را داده بودم، و اینکه چرا شب‌ها اینقدر کوفتی شده‌اند جدیداً. \بعدی{} بعضی کارها فقط […]

Dice, Dies

گور بابای تمام nessها، از هر نوع و جنس‌ی که هستند، به خصوص بعد-از-ظهرهای یک‌شنبه که mess هم هست، و اگر حتی لحظه‌ای تنهای‌شان بگذاری، mess[i]ness می‌زایند. \بعدی{} جنون لحظه‌ی انتشار، [همان که گفتن ذکر «گور بابای فلان» به هنگام وقوعش واجب است] بخشی از گیک‌بازی‌های وقت-پر-کن نیست، و با راه رفتن برعکس روی جدول […]

TLS: Transport Layer Security or The Last Song?

آخرین، حتی اگر عجیب باشد، آخرین است. حتی اگر من باشم. حتی اگر بخواهم قول بدهم و [بالطبع] زیر قولم بزنم. مثل \لینک{http://www2.wolframalpha.com/input/?i=August+23rd%2C+2010%2C+Waterloo%2C+Canada}{آخرین بار}ی که حتی وقت فوت کردن ماه را هم نداشتم. بد دردی‌ست که شب را بخوابی و بدانی که ماه با ۹۶.۷۴٪ روشنایی، تصمیم جدی گرفته تا بری‍*‍د به ادامه‌ی زندگی‌ت. تو […]

thelyrium is about ME

«… ما باید عادت کنیم، تا خودمان معنی بدهیم، تا دیگران [به غلط‌ترین شیوه‌ی ممکن] معنی‌مان نکنند.» یاوه می‌گویی. برای همین گفتم که از-سر-و-ته مطلب زدن عادتم شده، و مثلا لازم نیست ۱۲ خط از خاطرات مربوط و نامربوط‌م را بنویسم تا اثبات کنم که اکثر عادت‌ها شدنی‌اند (و نه کردنی) و قیافه‌ی‌شان خیلی بامزه […]

5 other 10s passing by

– «… و تو از تنهایی چه می‌دانی؟» – همون‌قدری که هنوز با گوش کردن‌\لینک{sing://show.php?id=2c5b3f1e075c8b84477d15f6c7cd4b0e}{ش} تا مغز استخونم… – می‌فهمم. ببخشید. – در مورد من چی فکر می‌کنی؟ – «تنهایی‌های تو فناناپذیرند…» – «… چرا که هیچ‌کس از وجودشان آگاه نیست تا آنها را ویران کند…» – بقیه‌ش؟ – «و ای انسان، تو را تمسخـ…» […]