بعضیها را باید از بیخ از زندگی حذف کرد. و روزی که مجبورمان کنند به جای night بگوییم dawn، من دیگر نه به «دوهزار و ناین»ها فکر میکنم، و نه به «یکی-در-میان هایلایت کردن حماقتهایم». آنها اما [خیلی] بهتر از ما میدانند که کِی و از کجا بیخ پیدا کنند.
To “not yet” the question away
همهی فلان-هستمهایی که با یک فلان-نیستم ساده شروع میشوند، همهی «ایف یو فلان می لایک دیس»هایی که با «اَند ایف آی فلان یو لایک دَت» ادامه پیدا میکنند، و همهی «سرم روی تنم سنگینی میکند»هایی که با «احساس سبکی میکنم» تمام میشوند.
While you were asleep
ایکاش یک بار، فقط یک بار، با پایان خرداد، اسفند شروع میشد. آنوقت، من کنار باغچهمان، زیر سایهی درخت انار میخوابیدم و برگهای \چبر{snow-covered}ش را یکی یکی ورانداز میکردم. او هم تبدیل به یک خاطره میشد؛ خاطرهای از خرداد، که مسلّماً تا اسفند فراموش شده بود. \چبر{send}…
LTS: Lunatic Typing System
نکنه باید اول هر پست سلام کنم؟ مثلا «سلامی به گرمی آغوش گربهها قبل از اینکه لابهلای آشغالها بخوابند»، یا شاید «سلام به همهی دوستهای همیشگی که با بازدید از اینجا حماقت خودشون رو برای من واضحتر میکنن»، خوبه؟ نکنه بعدش هم باید بگم «از همهی کسایی که لطف داشتن و کامنت گذاشتن ممنونم» و […]
WorldModel::getInstance()->getClose()->gotIt?
– طبق معمول؟ ۲۰۰ گرم؟ شاید برای همین بود که دیگر صاایران تبلیغ بیمزهی در عین حال روشنکنندهی «هر روز بهتر از دیروز»ش را پخش نمیکرد. شاید چون قدیمترها، هر روز بیست و چهار ساعت فیکس نبود و بنابر اقتضای زمان (اکثرا شرعی و بعضا غیرشرعی) تغییر میکرد. شاید برای همین بود که دیگر بچهی […]
Atfer all tsehe yreas they skpoe to me, Aeftr all tehse yeras
و وقتی که با حالت زیر-لب-شخمم-هم-نیستی-گویان، میگه: \چبر{So f*cking special} احتمالا یه درصد خوبی از منظورش همین خودشیفتگیهای مفرطش بود، شاید به همراه یه بخشی از تئوری «من میتوانم»وارش.
Confirm your new ability
خوب میفهمم که آمار موضوعات مهمی که همینطوری تو استیت پندینگ «شاید» موندن، داره کمکم از دستم در میره. من از این فور اور پندینگهای حالبههمزن بیزارم.
A full fool — or — How I decided to drop the line
اگه یه دور از اول تا آخر\لینک{http://www.catb.org/~esr/html-hell.html}{ش} رو میخوندی، حداقل پیش خودم فکر میکردم دارم وبلاگ احمقانهی حماقتهای یه احمقی رو میخونم، که قبلا یکی بهش گفته که با حماقتهایی که توی وبلاگ احمقانش کرده، یه احمق بهتماممعنیست. اما حالا مجبورم خودم بهت بگم.
How should I B?
بکوب، باید کوبید. انسانهای زیادند و اگر زیر باران نمانی، بعدا میفهمی که چشمهایت انتظار میکشیدند. و از کل مردابهایی که دیدهای، همین یکی را در ذهنت نگه دار. آینهها هستند فقط برای آنکه با مشتهای محکم بهشان کوبید. امان از مصارف تزئینی.