۶ ساعت اول، \چبر{“I dream of rain”} بود. و ایکاش \چبر{“I wake in vain”}ی نبود که خواب من نیمهکاره بماند. من باید بخوابم. از همان روز خواب ندیدم. و تو [از کجا؟ اینقدر] خوب میدانی که حالم از خواب-بدون-رؤیا بهم میخورد. باید بخوابم تا ادامهی خوابم را ببینم. مطمئنم که دکمهی \چبر{continue} داشته و حواسم […]
standards n. The principles we use to reject other people’s code
قضیه فقط در \چبر{oxymoron}-نویسی خلاصه نمیشد. باید قابل اجرا هم باشند. \بعدی{} تمدن، یکی از محصولات حماقته. حرکت عاقلانهی دستهجمعی افراد که منجر به حماقت میشه. انتگرال تکنولوژی. چون هنوز نمیفهمی که خودکاری وجود ندارد، تا جوهرش تمام شود. اینجا به جای خریدن خودکار جدید، کارتریج شارژ میکنند. هنوز نمیفهمی که تابستان باید گرم باشد […]