How to disappear completely? [and never be found again]

پسره‌ی \چبر{wannabe} می‌خواهد به \لینک{blog://43346003am/}{من} راه رفتن روی جدول خیابان یاد بدهد. خیلی مصنوعی می‌گویم \چبر{“O’cool.”} و می‌فهمم که بیش از حد بی‌احساس حرف زده‌ام. می‌شود تنفر را در تک‌تک انقباض‌های صورت‌ش احساس کرد. زیاد مهم نیست. \بعدی{} جراح: «چاقوی تنوتومی» ابزار را با دست چپ از دستیارش تحویل می‌گیرد. با خودش فکر می‌کند: «چاقوی […]

The AFD promise, and how it [simply] looked like a regular night

جدیداً به ظرافت \چبر{coincidence}‍هایی که رخ می‌دهد شک می‌کنم. لعنتی‌ها اینقدر هول‌ناک شده‌اند که خیلی با-وقار به بخشِ «از پیش طراحی شده‌ها»ی مغزم ری‌دایرکت می‌شوند. وقار [گریس]، وقاحت [آبسنس]. تئودورا بیخودی به من پیشنهاد نمی‌کند که کیمیاگر را یک بار دیگر بخوانم. لابد می‌داند که این بار معنی «نرگس» را می‌فهمم. نارسیسوس، نارکیسوس، نارگیسوس، نرگس، […]

Untitlability: being unable/too-lazy to choose a title

نوشته‌های من هر چقدر از دید روزمره‌ها بوی عاشقانگی بدهد، هنوز جای زخم‌هایی‌ست که \لینک{http://maxinews.co.uk/world/iran-world%E2%80%99s-7th-largest-cosmetic-consumer/}{آرایش} شده تا مناسب نمایش برای عموم باشد. و هنوز مشکل از برداشت‌های [نیمه‌خودکار] مخاطب است. من خیلی صبورم احتمالاً. و خیلی‌ها می‌دانند که من با هر کسی اینقدر نایس برخورد نمی‌کنم. \نت{عرفان کوانتومی، داف فانتزی، و حقیقت مجازی را با […]