I was killed by the end of the night

زیر لب زمزمه می‌کنم: \لینک{http://blog.horm.org/?p=826}{«یهو خدا گفت دلم گرفته»}. دلم… \بعدی{} می‌دانی نارسیس؟ هیچ‌وقت قرار نبود برسیم اینجا. از خود خداهه پرسیدم. گفت: «قرار که نبود؛ دیدیم هیجانش زیاده گفتیم زیاد انگولکش نکنیم خراب نشه.» محافظه‌کار بودن خداهه به کنار، من و تو \لینک{thel://45708001am/}{دیگه} چرا؟ بیا یک روز فرار کنیم و به آماندا هم نگوییم، […]