Jarcon: Just Another Resentful Coincidence Over Network

باید دیفالت باشد. [اگر حتی برای فهمیدن اینکه در مورد زندگی حرف می‌زنم لحظه‌ای درنگ کردید، بهتر است وقت خودتان را با خواندن بقیه‌ی این نوشته تلف نکنید. -نویسنده] اتفاقی نیست تمام این «دیفالت»هایی که پشت سر هم می‌افتد. تمام این نوشته‌هایی که یکی-پس-از-دیگری [\چبر{the good-old “First After Second”}] پابلیش می‌شود. تمام این پرانتزهایی که […]

Amount, Mount, Manta, Mantle, and I ain’t makin’ LOLS out of it

فلان درون من بدجوری رفته روی GodDamnMode و من هم کمترین تلاشی نمی‌کنم برای اینکه جلوش رو بگیرم. یه تایتل قشنگ هم براش پیدا کردم که بشه به عنوان کتاب روان‌شناسی چاپش کرد. \بعدی{} یادم رفت. یک یاد رفتن همیشگی و نه لزوما مهم. اما ترسیدم. از اینکه موجود خودسری باشد. خودش برود. خودش بیاید. […]

dreams and deliriums

حواسم نیست. نیست، اما پرت هم نشده. خودش، با اختیاری که از دیروز برایش قائل شده‌ام، رفته تا برای رعایت آداب و رسوم گل بچیند، «و اگر هوا بارانی باشد که چه بهتر…» \بعدی{} و بعضی دلداری‌ها، اگر چه مفهوم‌شان اندازه‌ی \چبر{“I’ve been alone all the time”} ارزش دارد، حتی اندازه‌ی حرف‌های پسرک [که به […]

all those Sense-Making Sh*ts

فرزانه می‌گفت: «تا جایی که من میدونم بغض دوتا معنی داره! یکی همون که توی گلو میشینه و هر لحظه امکان ترکیدنش وجود داره و مطمئنی که شب، درست وقتی همه خوابن می ترکه و اینو فقط تو میدونی و شب. یکی هم بغضی که اونم تو گلوته ولی نمی ترکه بلکه میره تو دستات […]