شبها زندهام، خودم هستم. صحبت کردن در شب، بدون فرضهای اضافی. نوشتن، بدون پیشنیاز. و شبها، کسی به شما ایرادی نمیگیرد اگر کمی خمیازه بکشید. اگر کمی خودتان باشید. پاییزِ شب-طولانی-کننده را [هر چقدر بدون برف] از دست دادم. اما نروژیها شش ماه شب دارند، \چبر{\لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Polar_night}{Polar Night}} میبینند، \چبر{\لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Midnight_sun}{Midnight Sun}} میبینند، و هیچوقت به پاییزهای […]