۶ ساعت اول، \چبر{“I dream of rain”} بود. و ایکاش \چبر{“I wake in vain”}ی نبود که خواب من نیمهکاره بماند. من باید بخوابم. از همان روز خواب ندیدم. و تو [از کجا؟ اینقدر] خوب میدانی که حالم از خواب-بدون-رؤیا بهم میخورد. باید بخوابم تا ادامهی خوابم را ببینم. مطمئنم که دکمهی \چبر{continue} داشته و حواسم […]
Uploaded pains going down through X
چاکراهایمان را با با کاسهی توالت اشتباه گرفتهاند احتمالا، که مدام دنبال \لینک{http://www.eclecticenergies.com/chakras/open.php}{سیفونش} هستند. \بعدی{} کل خوابهای ۱۷ دقیقهای من، فقط ۳ دقیقه معنادار رنگی است. ۵ دقیقه معنادار سیاه و سفید (ژانر ناصرالدینشاه)، ۲ دقیقه بیمعنای رنگی (RGB2HSV) و ۷ دقیقه بیمعنای سیاه و سفید (پارازیت). کافی است احمق نباشیم، تا روی خوابهای من […]