به جهنّم که تعریف کردنم نمیگیرد از آسمان. و که زمینمان سوژهای ندارد برای نوشتن. هیچ چیز نشده. من فقط ناراحتم. به سبکِ تمام قافیههایی که یادآوری میکنند شاعر نیستم. و سیاقِ تمامِ کسانی که معصومیت گذشتهشان را تکذیب. \بعدی{} زندگی ما [به انضمامِ تمامِ شرایط \چبر{necessary but not sufficient}ی که دارد] تمام میشود. و […]