من گذشته را \چبر{date} نمیکنم. گذشته هم من را. و تمام روابط من و گذشته دقیقا به اندازهی دِیت نکردنهایمان دو طرفه بود. \بعدی{} انتظارهای طولانیمدت میگذرند، لعنت به انتظارهای کوتاهمدت. نفس میگیرند. \بعدی{} دعوای ما حتی سر اینکه thread قابلیت break شدن داره یا نه نبود. سر شیوهی نگارش بود. من میگفتم ترِد. اون […]
Thinking about it everyday
من اگر ریفرشمانیا گرفتم مسلما تقصیر نیمفا نیست، فقط چون میشه بعضی وقتها دیزِیبِلتر بود. \بعدی{} پسرک کول بود. از همون کولهایی که اگه تنهایی تا سر کوچه بره، خیلی زود نگران باید بشی. \بعدی{} فرار میکنم از همهی افکار فلانوماتیکی که به سراغم میآید، مبادا لابهلای زخمهای قدیمی بترسم. من میترسم. \لینک{blog://57939231am/}{میترسم} و فرار […]