cense, e-sense, and forgetting about being tired

شروع خستگی در بک‌گراند. خستگی، حتی اگر بدون واحد باشد، خیلی ساده در پاچه‌های ما فرو می‌رود، حتی اگر خواب باشیم، و حتی وقتی بمیریم. \نت{گور بابای تمام احساساتِ-«چه از روی *‍شادی، چه از روی خستگی»-نوشته-نشده. شاید یک روز تصمیم بگیرم تا به نبودن‌شان حسرت بخورم.}

left: (-adverb) toward the left

عجیب نیست اگر بعد از چند ساعت فکر کردن، نفهمم، که چرا ام‌شب \چبر{۲۳ + ۲۵ = ۴۸} اینقدر مهم شده، که چرا دی‌شب از بین تمام گزینه‌ها بی‌خوابی را انتخاب کردم، که چرا پری‌شب باران نبارید با اینکه قول‌ش را داده بودم، و اینکه چرا شب‌ها اینقدر کوفتی شده‌اند جدیداً. \بعدی{} بعضی کارها فقط […]