F1: Need help? No? Sure? By mistake? Urgh, OK. Anyway, feel free to ask for help again.

من احمق شده‌ام که دقّت نکرده بودم که یک دهه تمام شد. احمق که نه، بیش از حد منطقی شده بودم که فکر می‌کردم پایان یک دهه، یک لحظه [درست مثل لحظات دیگر] است. یک لحظه که هر ده سال تکرار می‌شود، درست مثل ۱۵:۲۹ دقیقه‌ی ۱۷ مارس \چبر{XYZ۳} میلادی. و چرا باید به این […]

Omnivolent, anyone? C’mon

فانکی‌ها هم زندگی می‌کنند. فانکی زندگی می‌کنند. یکی‌شان [که می‌خواهد زِر کول‌ی زده باشد] توضیح می‌دهد که چطور بدون اینکه رنگ عوض کند از داروخانه فلان-دوم گرفته. و لابد بقیه هم دوست دارند که با وا-کنش‌-های‌شان [کمی] اروتیک‌تر به‌نظر برسند. فانکی‌ها شاید فکر کنند که هر «ورونیکا»یی بلوند است و هر «ونسا»یی برونِت. اشتباه می‌کنند […]