Remeeting the too-old-to-be-hated

از کجا باید می‌فهمیدم؟ که تنها می‌شوم و، هاه، باید به خدایانِ تو نیز جواب پس بدهم از کجا می‌دانستم که یک روز، از گذشته‌ام به واژگان پناه می‌برم؟ … از اعماقِ شب امّا، نوای ذهنم جان می‌گیرد، و لالایی‌های دوران کودکی را، زمزمه می‌کند، با من. دورانِ غریبی بود، تویی نبود، و من بودم، […]