ما را از بس لابهلای کودکیهایمان بزرگ کردند، باورمان نشد، که چایلدهودمان هیچوقت دوست نداشت اینقدر گُنده بشود. گَندَش را در آوردیم. همین دخترک کولِ خودمان اصلاً؛ پای تلفن که میخندد، تمام وجودش را از پشت گوشی هُل میدهد این طرف خط. دندانهایش هم معلوم میشود حتّی، از همانجا. من هم یادم میافتد که باید […]
The “older, but no wiser”
کلاً پرکتیس خوبیست که تمام اپلیکشنها یک \چبر{SoWhat?-mode} داشته باشند. آنوقت، یکی از غروبهای جمعه که دلت گرفت، ریلکس میکنی و شروع میکنی به ور رفتن. آخرش هم… خب، معلوم است. تمام تغییرات ریوِرت میشود. و همینطور، یک روز میروم در \چبر{eye}های \چبر{beholder} و آنقدر این \چبر{beauty}ها را دید میزنم که تمام آینده به گذشته […]