“No, It doesn’t really matter what you once believed”

خوش‌حالم که \چبر{used to be}‍های‌شان را به رخ هم‌دیگر می‌کشند. وقت دارم به حرف‌هایی که دیروز زده شد فکر کنم. [آرتور راست می‌گفت که مجهول کردن افعال از لذت‌بخش‌ترین توهین‌های مؤدبانه در حق فاعل است.] لابه‌لای حرف‌های از-روده-به-معده-نرسیده‌شان چیزهای جالبی هم پیدا می‌شود. که من از باادبِ دروغگو به بی‌حیایِ راست‌گو تبدیل شده‌ام. [و از […]