میدانی نارسیس؟ فکر کنم دارم میفهمم این رابطهی روز-پر-کن را. دیدهای که آخرِ داستانها، نقش منفی تمام نقشههایش را [با تمام وسواسی که برای اجرای بینقصشان داشته] تشریح میکند؟ و آنقدر وقتش را با توضیحات تلف میکند که یک نفر به دادِ نقش مثبت میرسد و نجاتش میدهد؟ کار احمقانهای به نظر میرسد نارسیس، اما […]
iSolo, and all the hell I was thinking/pretending-to-think about
و باور کنید همهی وبلاگ-شخصی-نویسها به همین نتیجه میرسند، بعضیها دیرتر میرسند و بعضیها زودتر نادیدهاش میگیرند اما. \بعدی{} این مرکز بیصاحب بدجوری فعال شده. و وحشیانه یادآوری میکند که من هم یک \لینک{blog://?year=1388}{زمان} [و خردهای] روی بلاگفا بودم، که من هم زور میزدم تا اثری از کول بودن در نوشتههایم قلقل بزند، که من […]
LTS: Lunatic Typing System
نکنه باید اول هر پست سلام کنم؟ مثلا «سلامی به گرمی آغوش گربهها قبل از اینکه لابهلای آشغالها بخوابند»، یا شاید «سلام به همهی دوستهای همیشگی که با بازدید از اینجا حماقت خودشون رو برای من واضحتر میکنن»، خوبه؟ نکنه بعدش هم باید بگم «از همهی کسایی که لطف داشتن و کامنت گذاشتن ممنونم» و […]
I promised not to go on a promise again
دیر بود. حساب وقت محلی و غیر محلی هم نمیشناخت. در این مواقع، Hate Chocolate را Hot Chocolate میخوانم. \بعدی{} عادت دارم. به اینکه برای فیدبک منتظر نمانم. به اینکه بعضی جاها حرف نزنم. به اینکه به بعضی (فقط بعضی) حماقتهای دیگران بخندم. به اینکه برای یک ماه هم که شده حالم از DND و […]
A full fool — or — How I decided to drop the line
اگه یه دور از اول تا آخر\لینک{http://www.catb.org/~esr/html-hell.html}{ش} رو میخوندی، حداقل پیش خودم فکر میکردم دارم وبلاگ احمقانهی حماقتهای یه احمقی رو میخونم، که قبلا یکی بهش گفته که با حماقتهایی که توی وبلاگ احمقانش کرده، یه احمق بهتماممعنیست. اما حالا مجبورم خودم بهت بگم.