جرج عزیز؛ [راستی جرج، تو از کِی عزیز شدی؟] من هیچوقت روحیهی مجرمانهای نداشتم. من اصلاً برای زندگی در شهر مجرمها به دنیا نیامده بودم. آمده بودم که… واقعاً برای چه کاری به این خرابشده آمده بودم؟ من همیشه مجرم نیستم. اینجا هم همیشه خرابشده نیست. اِنیوِی، جرم امروز من سنگین شده. کِشیش به چه […]