left: (-adverb) toward the left

عجیب نیست اگر بعد از چند ساعت فکر کردن، نفهمم، که چرا ام‌شب \چبر{۲۳ + ۲۵ = ۴۸} اینقدر مهم شده، که چرا دی‌شب از بین تمام گزینه‌ها بی‌خوابی را انتخاب کردم، که چرا پری‌شب باران نبارید با اینکه قول‌ش را داده بودم، و اینکه چرا شب‌ها اینقدر کوفتی شده‌اند جدیداً. \بعدی{} بعضی کارها فقط […]

dreams and deliriums

حواسم نیست. نیست، اما پرت هم نشده. خودش، با اختیاری که از دیروز برایش قائل شده‌ام، رفته تا برای رعایت آداب و رسوم گل بچیند، «و اگر هوا بارانی باشد که چه بهتر…» \بعدی{} و بعضی دلداری‌ها، اگر چه مفهوم‌شان اندازه‌ی \چبر{“I’ve been alone all the time”} ارزش دارد، حتی اندازه‌ی حرف‌های پسرک [که به […]