The early-mornin’ pain

درد؛ درد من حماقت است. حماقتِ تفکّرِ قبل از تکلّم. آدم اگر قبل از حرف‌هایش فکر کند، حرف‌های‌ش داخل دهانش می‌ماسد و به زبانش نمی‌رسد. اصلاً حرفی نمی‌ماند برای گفتن. همه چیز همان‌جا، در همان «همیشگی» بیان می‌شود.

spineless smiles — or how to avoid eye contacts

\نت{ادیتوریال: نمی‌دانم به چه کسی می‌نویسم. تئودورا که قرار نیست باشد. نیمفا هم بیش از حد مجازی‌ست. گور پدر دل‌تنگی‌های بی‌مخاطب: برای نارسیس.} کین گفته بود هیچ چیز بهتر از \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/San_Jose,_California#Public_transportation}{پابلیک‌ترنسپورتیشن‌های سن‌خوزه} نیست. «هیچ‌چیز»های کین، شباهت خاصی به «بی‌زاری»های من دارد. استفاده می‌شود صرفاً برای اینکه جمله از لحاظ دستوری بی‌پدرومادر نباشد. حتی اگر فلانی […]