Smi-liar

کرخ می‌شوم.\مکث{500} نوک بینی\مکث{300} تا کفِ پا. چشم‌های‌م را اشاره می‌دهم تا ببینی آماندا؛ نمی‌بینی اما. نمی‌بینی و دنیای من [\مکث{500} خالی از جلوه‌های بصری و پر از ترس‌های کودکانه،\مکث{700} پر از اشک‌هایت و خالی از خاطراتم،\مکث{700} خالی از خودم و پر از خدایانت ]\مکث{700} تمام می‌شود؛ به همین سادگی مقلوب می‌شوم بألف. می‌دانی آماندا؟ […]

The way she used to replace “Where’d he go?” with “vertigo”

گوشِ من پر است از شیاطینی که با صدای فرشتگان جملاتی را هم‌خوانی می‌کنند. من لاتین بلد نیستم. مفهومِ چیزهایی را هم که می‌گویند نمی‌فهمم، طبعاً. زمزمه‌هاشان عجیب است. یک چیزی مثل \چبر{Hija, Heyyi oj, Jeyyio Jio} کشیش می‌گفت این‌ها لاتین نیستند؛ کشیش‌ها را چه به ظرافت‌های زبانِ نامادری. صداها، در خواب یا بیداری، شب […]