Has anyone ever seen me crying?

«نیمکت»،\مکث{700} سکسی‌ترین موجودی که در نوشته‌های‌ت پیدا کرده بودم، و دخترکی که پاهایش را \چبر{L-shaped} به هم قفل کرده بود. دخترک اگر روی نیمکت [بی‌حوصله] لم می‌داد و پاهایش هم (همان‌طوری قفل) عقب رفته بود که چه بهتر. چشم‌های‌ش نیمه‌باز بود و یکی از این هودی‌های آبی-فیسبوکی پوشیده بود. و پوزخند البته… پوزخند می‌زد به […]

make it a looped play

مسلماً نقل‌قول نوشته‌نشده را فهمیده. حتی اگر نفهمیده باشد خیلی زود آن را می‌شنود. ننوشته بودم. نه چون وقت‌م پر بوده، صرفاً به خاطر سردردهای این چند روز. و مبادا سردردها را به حساب سرماخوردگی یا بی‌خوابی بگذاری. بگذار به حساب همان ۸۷۱ کلمه‌ای که نوشتم و برای اولین بار از دکمه‌ی «انتشار» ترسیدم. بگذار […]