Hans Christian Subjectless

درفت قبلی را \چبر{postpone} می‌کنم به یک وقت دیگر. هم خودش را و هم ساب‌جکت‌ش را. یک امشب را فان‌تزی باشیم. نظر؟ \بعدی{} آسمان یک کایت گرفته دستش و از روی من می‌پَرَد. می‌پَرَد. می‌پَرَد. من هم از از-روی‌م-پریده-شدن لذّت می‌برم. من بلندم. آسمان بلندتر. پریدنش از روی من که دیگر خـــِـــیلی بلند است. اسم‌م […]