آنوقتها، دنیا میایستاد، به احتراممان و، ما مینشستیم. مینشستیم، تکیه بر جایِ بزرگان، بزرگانی که خودمان بودیم. اصلاً؛ خودمان خدا بودیم آن روزها. روزهایی که خدایان تنها بودند و، آسمان پر از اشک. روزهایی که… راستی، آماندا؛ خدای هشتم رو یادته؟ شنیدی؟ نشنیدی؟ بِذ بگم برات… \بعدی{} دنیا به تمسخر گرفته چرخیدن ما را. دنیا […]
12 pre-defined autoquite modes
عزیزَکم، میآید روزی که من هم دوباره شروع بشوم. آنقدر از تو می نویسم که تمام بشوی آنروز. آن روز، تو تعجب میکنی از تمام دوگانگیهایی که از صبح تا شب یقهات را میگیرند، به دیوار میچسبانندت و تو را \چبر{seduce} میکنند، تا با آنها روراست باشی. آنوقت است که افسوس میخوری. آرزو میکنی که […]
left: (-adverb) toward the left
عجیب نیست اگر بعد از چند ساعت فکر کردن، نفهمم، که چرا امشب \چبر{۲۳ + ۲۵ = ۴۸} اینقدر مهم شده، که چرا دیشب از بین تمام گزینهها بیخوابی را انتخاب کردم، که چرا پریشب باران نبارید با اینکه قولش را داده بودم، و اینکه چرا شبها اینقدر کوفتی شدهاند جدیداً. \بعدی{} بعضی کارها فقط […]