… made me dance

ما را از بس لابه‌لای کودکی‌های‌مان بزرگ کردند، باورمان نشد، که چایلدهودمان هیچ‌وقت دوست نداشت اینقدر گُنده بشود. گَندَش را در آوردیم. همین دخترک کولِ خودمان اصلاً؛ پای تلفن که می‌خندد، تمام وجودش را از پشت گوشی هُل می‌دهد این طرف خط. دندان‌های‌ش هم معلوم می‌شود حتّی، از همان‌جا. من هم یادم می‌افتد که باید […]

… as me

من از گذشته‌ی بوی-ماهی‌مرده-گرفته‌ام فرار می‌کنم. این بار با تغییر قالب اینجا. همه‌شان مرا یاد قدیم‌ها می‌اندازند، و اینکه چطور نیمفا یک هفته‌ای همه‌ی چیزهایی که نباید بفهمد را فهمید، پایان‌های زیادی دارد، از «قطعی کردن تصمیم کانتر‌فلان‌وایز بودن» گرفته، تا همین‌جا. همین که بنشینم اینجا و خاطرات قدیم را مرور کنم، و اینکه اینقدر […]

A new role has come

این روزها، زیاد یاد قدیم‌ها می‌افتم. قدم زدن‌های دسته‌جمعی من با خودهایم. روزهایی که فقط خودم بودم. فکری که می‌کردیم در مورد تمام موضوعات فلسفی، که حتی نزدیک شدن به بعضی‌هاشان هم ترس‌ناک است. لحظه‌های رسیدن به ارگاسم با تفکرات خالص. من هنوز هم همانم اما. ظاهرم عوض شده، تنها. فقط خیلی از گذشته‌ها را […]

listening to its [in, ex]hales during the self-updating process

حرف‌هایش عجیب و دل‌نشین بود. مثل اس‌طوری‌های قدیمی. همان قدیم‌ها که حس‌های ششم‌تری داشتم. و اول چنج‌لاگ‌ش می‌نویسم: \چبر{easier to understand} \بعدی{} – سخت؟ نه زیاد. فقط روزهایی که کمبود \چبر{capital} زبان رو تا ماتحت احساس می‌کنم.

WorldModel::getInstance()->getClose()->gotIt?

– طبق معمول؟ ۲۰۰ گرم؟ شاید برای همین بود که دیگر صاایران تبلیغ بی‌مزه‌ی در عین حال روشن‌کننده‌ی «هر روز بهتر از دیروز»ش را پخش نمی‌کرد. شاید چون قدیم‌ترها، هر روز بیست و چهار ساعت فیکس نبود و بنابر اقتضای زمان (اکثرا شرعی و بعضا غیرشرعی) تغییر می‌کرد. شاید برای همین بود که دیگر بچه‌ی […]

Confirm your new ability

خوب می‌فهمم که آمار موضوعات مهمی که همینطوری تو استیت پندینگ «شاید» موندن، داره کم‌کم از دستم در می‌ره. من از این فور اور پندینگ‌‌های حال‌به‌هم‌زن بی‌زارم.

hah, old friend

بگو. از خودت بگو. در مورد رقص اعداد. در مورد مرگ خودت. در مورد اینکه چرا نمی‌توانی Ad-Hoc باشی. در مورد اینکه کِی می‌خواهی تصمیم بگیری. در مورد اینکه کدام را ترجیح می‌دهی. در مورد دوران تنهایی (همان روزهایی که DHCP نامرد به تو IP نمی‌داد). در مورد اینکه چقدر زور زدی تا بالاخره راضی […]