Widows talk of all that they could’ve been

دروغ احمقانه‌ای‌ست اگر بگویی نمی‌دانی؛ نه به خاطرِ اینکه بیشتر شبیه به از-سر-باز-کردن است، چون داری به جواب فکر می‌کنی و می‌گویی نمی‌دانی، حسرت می‌خوری و می‌گویی نمی‌دانی، بغض‌ت می‌گیرد [اما نمی‌ترکد] و می‌گویی نمی‌دانی. تو می‌شوی نادان‌ترینِ آبادی، مردمِ شهر جمع می‌شوند و می‌پرسند: «چه شد که نادان شدی؟» تو هم که [طبعاً] نمی‌دانی، […]