If I could make it [even] more obvious

مغز من، از کار که می‌افتد، شروع می‌کند به روزمرگی. شروع می‌کند به پراندن روباه فرز قهوه‌ای از روی سگ تنبل. شروع می‌کند به نوشتن. و [طبعاً] پاک کردن، چون فکر می‌کند لینک کردن «\لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/The_quick_brown_fox_jumps_over_the_lazy_dog}{سگ}»ها اصلاً کار کول‌ی نیست؛ سگ‌ها درکی از \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/In-joke}{این‌جوک}‍ها ندارند. یا شاید چون احساسِ «خودخواهی مغرورانه»اش[1] را آن‌طور که برای‌ش تحریک […]

As if I was sober

مثل \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/ELIZA}{الیزا} مدام می‌گفت: \چبر{Can you elaborate on that?} و بعدتر می‌گفت: «داشتم با الیزا چت می‌کردم.» فقط یه کم طبیعی‌تر لطفا. حالم از بهم خوردن‌های مسخره‌اش حرف می‌زند. \بعدی{} راحت باش. مثل فیل-فری‌های همیشگی که صرفا برای فرمالیته نوشته می‌شن. من هنوز اینفرمالم اما.