a sort of temporary peace

برایش توضیح می‌دم. یا لااقل زور می‌زنم. آ: «مثلاً زندگی‌ای که تتریس بود و ما شطرنج بازی‌ش کردیم. \لینک{https://medium.com/life-learning/your-life-is-tetris-stop-playing-it-like-chess-4baac6b2750d}{مگه نه؟}» فهمیده… تعجّب می‌کنم. [و زیرِ لب خودم را به خاطر جدّی نگرفتن دیگران لعنت] آرام می‌شوم. لبخندک‌ک‌ی هم می‌زنم حتّی. م: «راستی آنابل؛ قرار بود تا چند بشمارم؟ از دستم در رفت باز.»

If I could begin with “M” everythin would keep ending on “n”

چرا نباشد؟ همه‌چیز دقیقاً با همین استدلالِ تخمیِ «چرا نباشد؟» محو شده. انگار تنها وظیفه‌ی «همه‌چیز» محو شدن است، و فقط م/ن است که می‌ماند. که باید همیشه شفاف بماند. وظیفه‌اش است شاید چون. من اما ترجیح می‌دهم با اکثریتِ هیچ‌چیز زندگی کنم، تا اقلیتِ همه‌چیز. نه قدرت‌ش را دارم، نه انگیزه‌اش را حتی. نه […]

“No, It doesn’t really matter what you once believed”

خوش‌حالم که \چبر{used to be}‍های‌شان را به رخ هم‌دیگر می‌کشند. وقت دارم به حرف‌هایی که دیروز زده شد فکر کنم. [آرتور راست می‌گفت که مجهول کردن افعال از لذت‌بخش‌ترین توهین‌های مؤدبانه در حق فاعل است.] لابه‌لای حرف‌های از-روده-به-معده-نرسیده‌شان چیزهای جالبی هم پیدا می‌شود. که من از باادبِ دروغگو به بی‌حیایِ راست‌گو تبدیل شده‌ام. [و از […]

Temporarily Unavailable Truth: Deterministic Decision Making Model

کوچولومون نمی‌فهمه که سابجکت ایمیل جای گریتینگ‌نویسی نیست. حالا چه \چبر{“hello”} باشه، چه «سلام» و چه \چبر{“salam”} کوچولومون از بچگی اینجور عادت‌های ابلهانه رو داشت. اما کوچولومون الآن بزرگ شده. [من چک نکردم، خودش می‌گه] دیگه باید «خرسِ گنده‌ی کوچولو» صداش کنیم. \نت{خوشحال می‌شم اگه کوچولو رو دیدید، بهش بگید که برای تشکر، بهتره از […]

LTNS: Long Time No See, Let The Nympho *uck

دیشب است. دقیق‌تر، صبح دی‌شب. ملونی روی نقاط سابقاً-حساس من دست می‌گذارد. لابد می‌خواهد تیر بکشم. و من فقط لبخند می‌زنم. یک لبخند حرفه‌ای به معنا و اعتبار \چبر{“So what?”} نمی‌داند که من روزی چند بار چند برابر این حرف‌ها را با خودم مرور می‌کنم. نمی‌داند که من در روز به جای غذا خوردن تغییر […]

Seems like she never really knew me

د: … و سلف ایندالجنت؟ م: آره، اما تو از کجا می‌دونی؟ – بدیهیه. – [لعنت] نه. جدی گفتم. – بی‌خیال. آدم جالبی هستی. – مسلما، ببخشید من باید برم. – دروغ می‌گی. سرت مثل خر خلوته. – هان؟ – باشه، وانمود کن. بای. \نت{نمی‌دونم [بیشتر] اینجور مواقع اول لعنت می‌کنم و بعد قاه‌قاه می‌خندم […]

SElf & ME

خ: خوبی؟ م: اوهوم. خ: ولی نیستی. م: چطور؟ خ: من می‌فهمم که فرق کردی. م: اوهوم. خ: و این یعنی …؟ م: تو بگو. خ: خسته شدی؟ م: از …؟ خ: خودت؟ م: یعنی تو؟ خ: آره؟ م: آره. \بعدی{} غرور یعنی اینکه یادت نیاد آخرین باری رو که با یکی دردِدل کردی، و […]

I wish I didn’t know now, what I never knew then

بعضی وقت‌ها، دست و پنجه نرم کردن با بچه‌های قد و نیم‌قد برای ۴ ساعت، می‌تواند مفرح باشد. حتی وقتی یک ساعت با دهان باز به تو نگاه می‌کنند. حتی وقتی بعد از ۱ ساعت می‌بینی سوال اول امتحان مشکل دارد. حتی وقتی بعد از ۲ ساعت اشکال سؤال دوم را هم پیدا می‌کنی. و […]