Forget Me Not

شده‌ایم اکوسیستم منطقه. زیست‌بوم. ما. خودِ خودِ مان را می‌گویم. در عمق خودِ مان گم می‌شویم. یادِ من می‌آید از کجا رفتم. از همان جایی که صدای تنهایی می‌داد. بوی تنهایی. مزّه‌ی تنهایی گاهی حتّی. و نگاه‌هایی که معنا نداشت. و نگاه‌هایی که معنا نداشت. و نگاه‌هایی که معنا… یادِ مان می‌آید به کجا رفتیم. […]

F1: Need help? No? Sure? By mistake? Urgh, OK. Anyway, feel free to ask for help again.

من احمق شده‌ام که دقّت نکرده بودم که یک دهه تمام شد. احمق که نه، بیش از حد منطقی شده بودم که فکر می‌کردم پایان یک دهه، یک لحظه [درست مثل لحظات دیگر] است. یک لحظه که هر ده سال تکرار می‌شود، درست مثل ۱۵:۲۹ دقیقه‌ی ۱۷ مارس \چبر{XYZ۳} میلادی. و چرا باید به این […]

ellipsis, just a bit more than nothing

با آنها، آنهایی که هیچ‌وقت نفهمیدم چطور خوشحال‌اند وقتی هنوز جواب سؤال‌هایشان را نگرفته‌اند و با شما، شمایی که هیچ‌چیز نمی‌فهمید و با ما، مایی که آنقدر دچار روزمرگی شدیم که خیلی راحت و حرفه‌ای وانمود می‌کنیم که سر حال هستیم و با او، اویی که هنوز به رفع ابهام‌های ایجاد شده [حتی] اراده نکرده […]