گاهی اینقدر مسخره ناراحت میشوی که خجالت میکشی گریه کنی حتّی؛ \چبر{drop a tear} میکنی و وانمود میکنی عطسه در دماغت گیر کرده و اشک آمده. من هم که ژانر تئاتر را به گاء دادهام… فاکِ خودتان. \بعدی{} چقدر تکراری شدهام که تمام نوشتههایم با «آن روز» و «ام روز» و «:دی روز» شروع میشوند. […]