یکهو \لینک{https://www.radiojavan.com/mp3s/mp3/Hayedeh-Gheseye-Man}{«}از ترحّمِ تو بیزار؛ که خودم سنگِ صبورم.» هیتز می. کلّ دنیا را با خودم رولبک میکنم. دنیا رولبک نمیشود. من میشوم. هِه؛ اینکانسیستنسیهایش. \بعدی{} سرگیجه میگیرم از صداهاتان. همهتان. استثناء هم ندارد. دنیایتان بیهوده است و در بهاشتراکگذاری دنیای بیهودهتان اصرار دارید. سرم گیج میرود و دلم پیچ؛ از این همه صدا. از […]
The Last Time I Cried
گاهی اینقدر مسخره ناراحت میشوی که خجالت میکشی گریه کنی حتّی؛ \چبر{drop a tear} میکنی و وانمود میکنی عطسه در دماغت گیر کرده و اشک آمده. من هم که ژانر تئاتر را به گاء دادهام… فاکِ خودتان. \بعدی{} چقدر تکراری شدهام که تمام نوشتههایم با «آن روز» و «ام روز» و «:دی روز» شروع میشوند. […]