Qan you see me now?

– چرا ایرانی کم گوش می‌کنی؟ – چون وقتی رو مود نیستی، نمی‌تونی از صبح تا شب با صدای بلند «خسته» فرهاد رو گوش [و احتمالا زیر لب زمزمه] کنی و یکی از اطرافیان جویای حالت نشه. – مشکلش؟ – قوانین سالیتود. گرفته. و به طرز عجیبی، امروز تمام آهنگ‌های این پلِی‌لیست غمناک شده‌اند. امروز، […]

5 other 10s passing by

– «… و تو از تنهایی چه می‌دانی؟» – همون‌قدری که هنوز با گوش کردن‌\لینک{sing://show.php?id=2c5b3f1e075c8b84477d15f6c7cd4b0e}{ش} تا مغز استخونم… – می‌فهمم. ببخشید. – در مورد من چی فکر می‌کنی؟ – «تنهایی‌های تو فناناپذیرند…» – «… چرا که هیچ‌کس از وجودشان آگاه نیست تا آنها را ویران کند…» – بقیه‌ش؟ – «و ای انسان، تو را تمسخـ…» […]

It [unfortunately] becomes everlasting, the same moment it ends

این بار، همان خودی منظورم بود که وقتی می‌خواهد ساعت را نگاه کند، چون حوصله‌ی ۱۲ واحد اضافه کردن ندارد، ساعتش را روی «فرمت ۲۴ ساعت» تنظیم می‌کند، و حالا که با خیال راحت به ساعت تنظیم-شده-برای-نمایش-به-فرمت-۲۴-ساعت نگاه می‌کنم، می‌فهمم که وقت داریم. \بعدی{} حس ناآشنایی نبود، خیلی ساکت بود، خیلی، درست مثل سکوت حاصل […]

reverser than ever

خیلی سخت‌تر می‌گذره وقتی این روزها حتی حوصله‌ی وانمود کردن هم نداریم. برا پسره از دور دست تکون می‌دیم و می‌گیم: «هی گای، ما هنوز اینجائیم و به ف‍*ک نرفتیم.» اون هم لبخند می‌زنه و می‌گه: «اوکِی، پس هر وقت خواستید برید به من هم بگید.»

standards n. The principles we use to reject other people’s code

قضیه فقط در \چبر{oxymoron}-نویسی خلاصه نمی‌شد. باید  قابل اجرا هم باشند. \بعدی{} تمدن، یکی از محصولات حماقته. حرکت عاقلانه‌ی دسته‌جمعی افراد که منجر به حماقت می‌شه. انتگرال تکنولوژی. چون هنوز نمی‌فهمی که خودکاری وجود ندارد، تا جوهرش تمام شود. اینجا به جای خریدن خودکار جدید، کارتریج شارژ می‌کنند. هنوز نمی‌فهمی که تابستان باید گرم باشد […]