I know the irony

کلّ غرغرهای گذشته‌ام چس‌ناله به نظر می‌رسند؛ دوری، خستگی، روزمرگی. هِه؛ گه‌خوری‌های اضافی. کدام خودکشی؟ از چه کسی فرار کنیم؟ به چه کسی فرار کنیم؟ از خودمان به خود-آی-مان؟ از نا-خود-های‌مان به نا-خدای-مان؟ از بیخودی-های‌مان به بی-خودی-های‌مان؟ \بعدی{} به هر حال من مانده‌ام و دنیایی که اساساً «» است. [کلمه‌اش را نمی‌دانم. یک ماه است […]

Rollbacks Considered Harmful

به نامِ خدایی که این‌جا هست و آن‌جا نه؛ همان خدایی که صبحِ امروز خواب ماند (چون دیشب داشت تا دیروقت با دوست‌دخترش در فرانکفورت چت می‌کرد) و بدو بدو به سمت دیارِ باقی شتافت. موضوع انشاء: خدا \بعدی{} آدم‌ها اصولاً می‌روند؛ اصولاً قرار است بروند. و تو نگاه می‌کنی. گاهی برای‌شان دستی تکانکی می‌دهی. […]

My Thing

یک‌هو \لینک{https://www.radiojavan.com/mp3s/mp3/Hayedeh-Gheseye-Man}{«}از ترحّمِ تو بیزار؛ که خودم سنگِ صبورم.» هیتز می. کلّ دنیا را با خودم رول‌بک می‌کنم. دنیا رول‌بک نمی‌شود. من می‌شوم. هِه؛ این‌کانسیستنسی‌های‌ش. \بعدی{} سرگیجه می‌گیرم از صداهاتان. همه‌تان. استثناء هم ندارد. دنیایتان بیهوده است و در به‌اشتراک‌گذاری دنیای بیهوده‌تان اصرار دارید. سرم گیج می‌رود و دلم پیچ؛ از این همه صدا. از […]

She left me when I was on the battlefield

داد می‌زنم. \کج{\چبر{Give me a sign}}. نمی‌شنوی. [همیشه اینجای داستان که می‌رسم شروع می‌کنم با خودم کشتی می‌گیرم. که نشنیدی واقعاً؟ یا… هر بار غرق می‌شویم. من و کشتی‌های‌م؛ در افکارم. طفره می‌روم. طفره که نه؛ جاخالی می‌دهم از خودم. زمین می‌خورم. سیر می‌شوم. از زندگی از طفره طفره که نه از جاخالی از خودم […]

TBD Coincidency

مثلاً می‌شد اسمِ رسمی‌ش \چبر{Reproducible Bug} باشد و در خانه \چبر{Stable Unstability} صدای‌ش کنند، که من عاشق [خب، مسلّماً] دومی بشوم و بمانم. تو اما… تو اما «چه»اش را نمی‌دانم. من حتی نمی‌دانم چه شد که یاد تو افتادم، لا‌به‌لای تمامِ آنچه \چبر{local chaos} می‌نامیدم، من خیلی چیزهای دیگر را هم نمی‌دانم. اصلاً کلّ آن‌هایی […]

Just like a novel sensation

از اینجا که رد می‌شوم، همه چیز بو می‌دهد. بوی دریا، یا شاید یاس. تمام آن‌هایی که نوشته‌ام، هر چقدر خودم را \چبر{arouse} می‌کنند، برای انتشار احمقانه به نظر می‌رسند. همه چیز بوی تنهایی‌های دونفره را می‌دهد. تمام آنهایی که «تنهایی‌های دونفره» را در دسته‌ی \چبر{oxymoron}‍ها می‌گذارند احمقند. همه‌ی‌شان، بدون استثناء. همه‌ی‌شان؛ چون هیچ شهودی […]

Untitlability: being unable/too-lazy to choose a title

نوشته‌های من هر چقدر از دید روزمره‌ها بوی عاشقانگی بدهد، هنوز جای زخم‌هایی‌ست که \لینک{http://maxinews.co.uk/world/iran-world%E2%80%99s-7th-largest-cosmetic-consumer/}{آرایش} شده تا مناسب نمایش برای عموم باشد. و هنوز مشکل از برداشت‌های [نیمه‌خودکار] مخاطب است. من خیلی صبورم احتمالاً. و خیلی‌ها می‌دانند که من با هر کسی اینقدر نایس برخورد نمی‌کنم. \نت{عرفان کوانتومی، داف فانتزی، و حقیقت مجازی را با […]

SelfGiveAwayNess: kinda Part 2

از خواب اضافی لذت می‌برم، اما شب را بیدار می‌مانم. از کول‌نمایی متنفرم و جالب‌ترین شخصیت‌هایی که به عمرم دیدم کول‌بازی در می‌آورند. به سالیتود اعتقاد دارم و از هم‌صحبت‌شدن با دورا لذت می‌برم. دیسکوگرافی دانلود می‌کنم و تک‌آهنگ گوش می‌کنم. سیلابس درسی تعریف می‌کنم و اولین بار که از \چبر{Win32API} استفاده کردم با تابع […]

-“Excuse me sir, what if I couldn’t remember your name?” -“That’s ok dude, call me hell then”

\لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Dream}{رؤیا}، \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Hallucination}{توهم}، \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Vision_%28spirituality%29}{بینش}، \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Nightmare}{کابوس}، \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Mania}{شیدایی}، \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Delirium}{سرسام} و \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/Delusion}{هذیان} دو به دو متفاوتند. دو به دو هم‌معنی‌اند. بسته به زمان، باید از تفاوت‌ها یا شباهت‌های‌شان لذت برد. \بعدی{} می‌نویسم: «هو فان» هر اراجیفی که دوست داشتید برداشت کنید.

Unitation (verb.): The Unique Immitations, Immitating The Uniques

آهسته، ممکن است در گوش تو حرف بزند. آهسته، ممکن است برای او لالایی بخواند. آهسته، به من می‌خندد اما. تو ممکن است آهسته جواب بدهی. او ممکن است آهسته بخوابد. من اما، آهسته می‌خندم. (و اسمش را می‌گذارم \چبر{“smile back”}) باید کمتر بحث کنیم و وقت بیشتری را با آهسته بگذارنیم. با آهسته قدم […]