\نت{چه خوابهای زیبایی میبینی آماندا؛ به کابوسهای من هم سر بزن.} در خوابهایم تویی نیست، و من فقط گذشتهام. نوری نیست که سوسو بزند از لای واپیچِ سنگها و؛\مکث{900} پیچِ درختان. نوری نیست که نترسم از تاریکیِ بیقید-و-بندِ خوابهایم؛ واقعبینانهترین کابوسهای روزانه. بخوابم؟ بخوابم تا اثبات کنم که چقدر زود بزرگ میشوم؟ که چهقدر زود […]