I promised not to go on a promise again

دیر بود. حساب وقت محلی و غیر محلی هم نمی‌شناخت. در این مواقع، Hate Chocolate را Hot Chocolate می‌خوانم. \بعدی{} عادت دارم. به اینکه برای فیدبک منتظر نمانم. به اینکه بعضی جاها حرف نزنم. به اینکه به بعضی (فقط بعضی) حماقت‌های دیگران بخندم. به اینکه برای یک ماه هم که شده حالم از DND و […]