عزیزَکم، میآید روزی که من هم دوباره شروع بشوم. آنقدر از تو می نویسم که تمام بشوی آنروز. آن روز، تو تعجب میکنی از تمام دوگانگیهایی که از صبح تا شب یقهات را میگیرند، به دیوار میچسبانندت و تو را \چبر{seduce} میکنند، تا با آنها روراست باشی. آنوقت است که افسوس میخوری. آرزو میکنی که […]