کودکیهایمان که به-رخِ-هم-کشیدن ندارد. چرا اصرار میکنی؟ حقیقت که دفن کردن ندارد. حقیقتی که در کنار من دفن بشود، باید حوصلهی جنونهای از-لحظه-به-لحظه-گذرندهی من را هم داشته باشد. من اما عاشق نگاههای بیروحم. نگاههای سردی که در چشمانش زل بزنند، و لبهایی که آسینکرونوسلی زمزمه کنند که دوستش دارند. من عاشقِ خیلی حماقتهای دیگر هم […]
That tonight’s gonna be a good night
… حتی خوشبهحال فرانسویها. خوشبهحال فرانسویها که توانستهاند بستر را برای جا*شها فراهم کنند، تا بعد از نوشیدن آبپرتقال صبحشان، [بدون اینکه ذرهای سرخ و سفید شوند] یک جعبه نامهی فرانسوی سفارش بدهند. خوشبهحال فرانسویها، چون هیچ ج*دهای [حتی بعد از پاک شدن آرایش صورتش] یک بوسهی فرانسوی را رد نمیکند. خوشبهحال پسرهای فرانسوی، که […]