– همان لحظههایی که اگر کسی بفهمد نمیتوانی تکذیبشان کنی. باید یاد بگیرم تا کمتر باشم. تمام کارهایم علیه خودم است و من عرضهی تکذیبشان را ندارم اما. کمتر بودن، یعنی بیشتر حرف زدن، بیشتر نبودن. یعنی بحثهای یک ساعتی در مورد برلند. یعنی تلاش خود-کول-بینی یک فول. باور کن همان حماقتهای قدیمی را ترجیح […]
standards n. The principles we use to reject other people’s code
قضیه فقط در \چبر{oxymoron}-نویسی خلاصه نمیشد. باید قابل اجرا هم باشند. \بعدی{} تمدن، یکی از محصولات حماقته. حرکت عاقلانهی دستهجمعی افراد که منجر به حماقت میشه. انتگرال تکنولوژی. چون هنوز نمیفهمی که خودکاری وجود ندارد، تا جوهرش تمام شود. اینجا به جای خریدن خودکار جدید، کارتریج شارژ میکنند. هنوز نمیفهمی که تابستان باید گرم باشد […]
queue you eye see key
من \لینک{http://blog.horm.org/?p=1030}{اما} عجله دارم. من عجله دارم ولی با وجود امتحان فردا از هر ۵ دقیقه ۴ دقیقهاش پشت کامپیوترم. من عجله دارم ولی با اینکه یک ربع زود حرکت کردم، نیم ساعت دیر رسیدم. من عجله دارم ولی برای گفتن حرفم یک ساعت مقدمه میچینم. من عجله دارم ولی برای هر ایمیلی که میزنم، […]
AAM: Another Abbreviated Maniac
وقتی دنیا را با حروف بزرگ (بالطبع انگلیسی) ببینی (هر چند چلنجینگ-لی بامعنی باشند) وقتی اولین حروف کلمات \لینک{http://www.azlyrics.com/lyrics/tatu/allaboutus.html}{آهنگ}ی که گوش میکنی بلندتر از بقیهی کلمه هستند (هر چند که واقعا باشند) وقتی اسم پروژه را به کلی عوض کنی، صرفا به خاطر اینکه خوش-مخفف نبود (هر چند که انگیزهی مهمتری هم داشته باشی) و […]
A full fool — or — How I decided to drop the line
اگه یه دور از اول تا آخر\لینک{http://www.catb.org/~esr/html-hell.html}{ش} رو میخوندی، حداقل پیش خودم فکر میکردم دارم وبلاگ احمقانهی حماقتهای یه احمقی رو میخونم، که قبلا یکی بهش گفته که با حماقتهایی که توی وبلاگ احمقانش کرده، یه احمق بهتماممعنیست. اما حالا مجبورم خودم بهت بگم.
I wish I didn’t know now, what I never knew then
بعضی وقتها، دست و پنجه نرم کردن با بچههای قد و نیمقد برای ۴ ساعت، میتواند مفرح باشد. حتی وقتی یک ساعت با دهان باز به تو نگاه میکنند. حتی وقتی بعد از ۱ ساعت میبینی سوال اول امتحان مشکل دارد. حتی وقتی بعد از ۲ ساعت اشکال سؤال دوم را هم پیدا میکنی. و […]