Yet it Moves, And yet it Removes

اوج تنهایی‌های من همان موقعی‌ست که می‌خواهم خودم را توصیف کنم. بهترین توصیفی که زندگی غیرمجازیِ روزانه‌ی من ممکن است به خودش دیده باشد، همان «این اطرافِ لعنتی» بود. همان که هنوز «بود» نشده. کم‌کم می‌ترسم. سه ماه است دارم کم‌کم می‌ترسم. سه ماه است که شش ماهه به‌دنیا می‌آیم؛ قبل از نوشتن منتشر می‌شوم. […]