Since she was cool enough to make me feel untranslatable

لیندی؛ دنیا پر است از تئوریسین‌هایی که همه چیز را می‌دانند. دنیا که نه، دانشگاهِ ما پر است از \چبر{fan-boy}هایی که در حدّ پنکه هلکوپتری می‌زنند تا پسرانگی‌شان به مردانگی تبدیل شود. دانشگاهِ ما منبع بیش از نیمی از همان تئوریسین‌هاست. از هر کدام از دانش[مثلاً]جوهای‌ش هم بپرسی، حتماً داروی تمام دردهای این فلان‌ترین دانشگاهِ […]

Better to be hated than loved for what you’re not

منظورم واضح است. منظورم همان دورانی‌ست که اتاقک‌های اقرار خالی بود، و کافی بود تا پدر ماه‌ی یک ساعت به کلیسا برود تا در شهر کسی گناهکار باقی نماند، حالا اما؛ پدر تمام روز را مشغول حساب و کتابِ پاک کردن گناه بندگان خداست، دستِ پدر درد نکند. \نت{راستی، پدر؛ ۱۳۰ کیلوبایت اعترافِ منتشرنشده دارم. […]