داد میزنم. \کج{\چبر{Give me a sign}}. نمیشنوی. [همیشه اینجای داستان که میرسم شروع میکنم با خودم کشتی میگیرم. که نشنیدی واقعاً؟ یا… هر بار غرق میشویم. من و کشتیهایم؛ در افکارم. طفره میروم. طفره که نه؛ جاخالی میدهم از خودم. زمین میخورم. سیر میشوم. از زندگی از طفره طفره که نه از جاخالی از خودم […]
The way she used to replace “Where’d he go?” with “vertigo”
گوشِ من پر است از شیاطینی که با صدای فرشتگان جملاتی را همخوانی میکنند. من لاتین بلد نیستم. مفهومِ چیزهایی را هم که میگویند نمیفهمم، طبعاً. زمزمههاشان عجیب است. یک چیزی مثل \چبر{Hija, Heyyi oj, Jeyyio Jio} کشیش میگفت اینها لاتین نیستند؛ کشیشها را چه به ظرافتهای زبانِ نامادری. صداها، در خواب یا بیداری، شب […]
That tonight’s gonna be a good night
… حتی خوشبهحال فرانسویها. خوشبهحال فرانسویها که توانستهاند بستر را برای جا*شها فراهم کنند، تا بعد از نوشیدن آبپرتقال صبحشان، [بدون اینکه ذرهای سرخ و سفید شوند] یک جعبه نامهی فرانسوی سفارش بدهند. خوشبهحال فرانسویها، چون هیچ ج*دهای [حتی بعد از پاک شدن آرایش صورتش] یک بوسهی فرانسوی را رد نمیکند. خوشبهحال پسرهای فرانسوی، که […]
SAT: Serious Agony Trade-off
– همان لحظههایی که اگر کسی بفهمد نمیتوانی تکذیبشان کنی. باید یاد بگیرم تا کمتر باشم. تمام کارهایم علیه خودم است و من عرضهی تکذیبشان را ندارم اما. کمتر بودن، یعنی بیشتر حرف زدن، بیشتر نبودن. یعنی بحثهای یک ساعتی در مورد برلند. یعنی تلاش خود-کول-بینی یک فول. باور کن همان حماقتهای قدیمی را ترجیح […]
Thinking about it everyday
من اگر ریفرشمانیا گرفتم مسلما تقصیر نیمفا نیست، فقط چون میشه بعضی وقتها دیزِیبِلتر بود. \بعدی{} پسرک کول بود. از همون کولهایی که اگه تنهایی تا سر کوچه بره، خیلی زود نگران باید بشی. \بعدی{} فرار میکنم از همهی افکار فلانوماتیکی که به سراغم میآید، مبادا لابهلای زخمهای قدیمی بترسم. من میترسم. \لینک{blog://57939231am/}{میترسم} و فرار […]