Amanda — The Story Of

آماندای عزیز، تو شروع خوبی هستی برای نوشتن؛ همیشه بودی. همیشه، [همان وقتی که همه نبودند] تو بودی و کافی نبود مگر؟ آماندا؛ می‌دانی فرقِ بودنت را با بقیه‌ی دن‌ها؟ «تنها هستم، پسره [که لابد فکر می‌کند کول‌ترین سنگِ صبور دنیاست] می‌آید طرفم و به همین سادگی نیستم و نمی‌شود حرفی زد و حالبهمزن است.» […]

spineless smiles — or how to avoid eye contacts

\نت{ادیتوریال: نمی‌دانم به چه کسی می‌نویسم. تئودورا که قرار نیست باشد. نیمفا هم بیش از حد مجازی‌ست. گور پدر دل‌تنگی‌های بی‌مخاطب: برای نارسیس.} کین گفته بود هیچ چیز بهتر از \لینک{http://en.wikipedia.org/wiki/San_Jose,_California#Public_transportation}{پابلیک‌ترنسپورتیشن‌های سن‌خوزه} نیست. «هیچ‌چیز»های کین، شباهت خاصی به «بی‌زاری»های من دارد. استفاده می‌شود صرفاً برای اینکه جمله از لحاظ دستوری بی‌پدرومادر نباشد. حتی اگر فلانی […]

How to disappear completely? [and never be found again]

پسره‌ی \چبر{wannabe} می‌خواهد به \لینک{blog://43346003am/}{من} راه رفتن روی جدول خیابان یاد بدهد. خیلی مصنوعی می‌گویم \چبر{“O’cool.”} و می‌فهمم که بیش از حد بی‌احساس حرف زده‌ام. می‌شود تنفر را در تک‌تک انقباض‌های صورت‌ش احساس کرد. زیاد مهم نیست. \بعدی{} جراح: «چاقوی تنوتومی» ابزار را با دست چپ از دستیارش تحویل می‌گیرد. با خودش فکر می‌کند: «چاقوی […]

That tonight’s gonna be a good night

… حتی خوش‌به‌حال فرانسوی‌ها. خوش‌به‌حال فرانسوی‌ها که توانسته‌اند بستر را برای جا*‍ش‌ها فراهم کنند، تا بعد از نوشیدن آب‌پرتقال صبح‌شان، [بدون اینکه ذره‌ای سرخ و سفید شوند] یک جعبه نامه‌ی فرانسوی سفارش بدهند. خوش‌به‌حال فرانسوی‌ها، چون هیچ ج‍*‍ده‌ای [حتی بعد از پاک شدن آرایش صورت‌ش] یک بوسه‌ی فرانسوی را رد نمی‌کند. خوش‌به‌حال پسرهای فرانسوی، که […]

AI: Arbitrary Insomnia

از این ایش‌ایش‌نویسی‌های الویس هم خوشم نمی‌آید. [نمی‌دانم چرا] من را یاد تلخ‌نوشته‌های میمبو می‌اندازند. نقطه‌ی مقابل همان نوشته‌هاست شاید چون. صرفاً گفتم که چند وقتی دل‌م برای میمبو تنگ نشود. [و اگر لازم بود یک مقدار مغرورتر به نظر برسم.] \بعدی{} گذراندن روز در این *‍شادی‌کده با صندلی‌های \چبر{bus-like}ـَش، با/بدون ورّاجک‌های قد-و-نیم‌قد، یک تجربه‌ی […]

No matter how long you spend climbing out, you can still fall back down in an instant

د: «بعد از ترجمه و سانسور شدن، شد: شیر نوشیدند و مست کردند و رقصیدند…» م: «من هیچ‌وقت مست نکردم. تو هم که هیچ‌وقت نرقصیدی. می‌فهمی که؟ مست کردن و رقصیدن کار من و تو نیست. مست کردن برای سرخوش‌هاست و رقصیدن برای چیک‌ها. ما باید شیر بخوریم، به هم نگاه کنیم و سکوت کنیم.» […]

Black, Cold, Night, I, Toss, And, Turn, I’m, (Sin, king), Feel, So, Drained

بخند، چون «حوصله‌ت رو ندارم» بخند، چون «قراره اتفاقی بیفته؟» بخند، چون «هنوز دوست دارم بدونم» بخند، چون من باید بخندم. \بعدی{} دلم برای من قدیمی تنگ شده. از همان من‌های ایزیلی‌اینترستد. از همان‌هایی که وبلاگ فلانی و فلانی را چک می‌کرد و احساس می‌کرد خیلی باهوش است که کلک‌های این‌یکی را فهمیده و به […]

LTNS: Long Time No See, Let The Nympho *uck

دیشب است. دقیق‌تر، صبح دی‌شب. ملونی روی نقاط سابقاً-حساس من دست می‌گذارد. لابد می‌خواهد تیر بکشم. و من فقط لبخند می‌زنم. یک لبخند حرفه‌ای به معنا و اعتبار \چبر{“So what?”} نمی‌داند که من روزی چند بار چند برابر این حرف‌ها را با خودم مرور می‌کنم. نمی‌داند که من در روز به جای غذا خوردن تغییر […]

selfgiveawayness

تنفر یک راز است. و از معدود روابط دو طرفه. و فقط کسانی ارزش کنار گذاشتن تنفرها را دارند که این راز را پیش خودشان نگه دارند. \بعدی{} لعنت به تمام خاطرات از-گذشته گذشته. و لعنت به تمام اتفاقات به-آینده آینده. و لعنت ویژه بر تمام موضوعات هات خانه/شهر/کشور/دنیا که نمی‌گذارند تنها باشم. \نت{و پاییز، […]