تئودورا، شاید عجیب به نظر برسد، اما یک احساس سراسری (از همانهایی که تو میگفتی باید جدیشان گرفت) اصرار میکند و من انکار. تئودورا، بعضی[چیز]ها را تا وقتی از دست ندهی به اضافی بودنشان در زندگیت پی نمیبری. بعد از اینکه از دست دادی اما، صبح و شب زور میزنی تا مهم جلوهشان بدهی. میفهمی […]
HELPED: His Exaggeratedly Least Programmable Electronic Device
جدیدا حرفهایم از گلو بالاتر، و از مچ دست پایینتر نمیروند. بد دردی است. [اگر بفهمی] \بعدی{} و البته این خیلی خوبه که آدم بدونه برای نوشتن یه نامه[ی هرچقدر غیر رسمی] به اندازهی دانلود یک \لینک{http://z.cs.utexas.edu/users/nn/nero/downloadC.php}{فایل} ۴۴ مگابایتی \لینک{http://www2.wolframalpha.com/input/?i=44MB+%2F+128Kbps}{وقت} داره.
Once, Once, heey…
به فکر آیندههای دور بود، و من دوست داشتم گریه کنم، آنقدر که یاد خاطرات قدیمی بیفتم. از خواب که بیدار شدیم، گریه میکنم.
half-forgutten memories
سامونا، تو باید بفهمی که هیچ بازیای [منطقا] ارزش بیشتر از یک ساعت بازی شدن را ندارد، تو باید بفهمی که خیلی بازیها را خودمان بیش از حد کش میدهیم، و آنها هم [در کمال اشتیاق] کش میآیند، باید بفهمی که جواب کدام حرفهایت را من میدهم و کدامها را (به قول رواننشناسها) فلان درون، […]
I hate it, when facebook says: “You cannot be friends with yourself.”
خستهات کردند و خستهتر شدی. باید بفهمیم، و بعد فراموش کنیم. ما اصلا زاییده شدیم تا بفهیم و بعد بفراموشانندمان. و بدترش همان وقتی است که مجبوری بفهمانی بهشان که: «هی، احمقها، اگر معنی سه-چهار جملهی متوالی رو نمیفهمید، لزومی نداره تعبیر عاشقانه بکنید.» و توی دلمان: «سعی کنید بفهمید و بعد فراموش کنید.» و […]
SAT: Serious Agony Trade-off
– همان لحظههایی که اگر کسی بفهمد نمیتوانی تکذیبشان کنی. باید یاد بگیرم تا کمتر باشم. تمام کارهایم علیه خودم است و من عرضهی تکذیبشان را ندارم اما. کمتر بودن، یعنی بیشتر حرف زدن، بیشتر نبودن. یعنی بحثهای یک ساعتی در مورد برلند. یعنی تلاش خود-کول-بینی یک فول. باور کن همان حماقتهای قدیمی را ترجیح […]
UnReDo
شربت آلبالو، انتهای گلویش را میسوزاند، و بعد از نوشیدن تا یکی دو روز \چبر{Recovery Mode} بالا میآمد. من هم. با این تفاوت که مینیمایز میشدم تا بقیه متوجه نشوند. \بعدی{} شاید وقتی بزرگ شدی (بزرگ که نمیشوی البته، هر وقت پیر شدی) معنی غیررمانتیک \چبر{Because I’ll die if you do} را هم بفهمی. اما […]
Camouflage of a vimineous tree in another hot sunny summer day
تو حتی معنی یک کلمه از حرفهای من رو نمیفهمی. و البته این که این انتظار بیجای من ریشه توی کدوم آبسشن دوران کودکی داره، احتمالا خودت بهتر میدونی. تو میدونی که سختترین بخش یه مکالمه برای من، یکی احوالپرسی اولشه (که به بهانهی *شادی، ختم به \چبر{merC & U?} میشه) و یکی خداحافظی آخرش […]
standards n. The principles we use to reject other people’s code
قضیه فقط در \چبر{oxymoron}-نویسی خلاصه نمیشد. باید قابل اجرا هم باشند. \بعدی{} تمدن، یکی از محصولات حماقته. حرکت عاقلانهی دستهجمعی افراد که منجر به حماقت میشه. انتگرال تکنولوژی. چون هنوز نمیفهمی که خودکاری وجود ندارد، تا جوهرش تمام شود. اینجا به جای خریدن خودکار جدید، کارتریج شارژ میکنند. هنوز نمیفهمی که تابستان باید گرم باشد […]
I’ve never had a doubt
و باور کن (انتظار زیادیست، خودم هم باور نمیکنم) که وقتی رفتی ناراحت شدم. فقط حیف که تو بارون نرفتی. \بعدی{} فرقها زیاد است. که از خواب بنویسی یا بیداری. که مطمئن باشی خوانندهها جنبهی درک درست از هر مطلبی را دارند یا نه. که به خاطر اینکه ممکن است بعضی مطالب باعث ناراحتی مفرط […]