هنوز دیشب است، یک سال است که شبِ دیوهاست و من، فقط خوابم. \بعدی{} یک سال است که کودکان استوایی از تو یاد میگیرند نوشتن و خواندن را، و من هم. [و تمامِ پیامبران جام حذفی، که به نیمهنهایی رسیدهاند] \بعدی{} صبح که بیدار میشوی، کنتورهای تاریخ شروع میکنند به انداختن، انداختن تو از من، […]