Xlessness

می‌انگاری که اگر مرا بگیری تو را آزاد می‌کنند، مرا بگیری؟ تو را آزاد کنند؟ زرشک. \بعدی{} دستم به نوشتن نمی‌رود، انگار نه انگار که از دنیا فرار می‌کردم تا بتوانم بنویسم، و حالا [خب، دنیا که هیچ چیزش بهتر نشده] از نوشتن هم فرار می‌کنم، خوب یادم هست که در کل دوران راهنمایی تنها […]

The First/F*c*ing Lie

من دومین دروغ روزگارم. اولین را در خواب دیده بودم، و هنوز هم بعضی شب‌ها منِ دومین مجبورم با اولین[ـِ خواب‌آلود] قدم بزنم و زیر لب زمین و زمان را لعنت کنم. \بعدی{} بین ۲۱ و ۲۳ گیر می‌کنی، نوشته \چبر{“The action is immediate and not undoable”} و من وصیت می‌کنم روی سنگ قبرم بنویسند […]