دیشب، در همان وقت همیشگی، به همان \چبر{timezone} همیشگی، در همان حمّام همیشگی، تمام غصههای همیشگی را از همان چاه فاضلاب همیشگی مکیدم. تو هم که [وقت محلّی خودتان] مثل همیشه درکم کردی. \بعدی{} چرا از تمام همیشگیها، من فقط \چبر{refuse}های پسزمینه را میشنوم؟ اِنیوان؟
The AFD promise, and how it [simply] looked like a regular night
جدیداً به ظرافت \چبر{coincidence}هایی که رخ میدهد شک میکنم. لعنتیها اینقدر هولناک شدهاند که خیلی با-وقار به بخشِ «از پیش طراحی شدهها»ی مغزم ریدایرکت میشوند. وقار [گریس]، وقاحت [آبسنس]. تئودورا بیخودی به من پیشنهاد نمیکند که کیمیاگر را یک بار دیگر بخوانم. لابد میداند که این بار معنی «نرگس» را میفهمم. نارسیسوس، نارکیسوس، نارگیسوس، نرگس، […]