oblivious, more, even more

همین بعضی وقت‌ها را ساکت می‌نشینیم و ادای «با-هم-قهر»ها را در می‌آوریم. اصلا فراموش می‌کنیم. آنقدر که بتوانیم تنهاترین روی زمین باشیم. شاید یک روز مجبورشدیم در مورد حکم چت در هنگام روزه‌ی سکوت استفتاء کنیم. تا آن روز، خودم را چپ‌چین می‌کنم تا نگاه‌شان را از چپ به راست روی من بغلتانند. \بعدی{} … […]