In-their-net

«زمین می‌چرخد.» گالیله گفت. گالیله در واقع زیاد حرف می‌زد. اسم‌ش هم برای همین یک ترکیب مشکوکی گذاشتند که خودش نفهمد، اما بقیه بفهمند و مسخره‌اش کنند. (یادآوری: \چبر{The joke seems to be on me ’cause I’m the one not laughing}) زمین امّا چرخید و، باز من گالیله‌ام. \بعدی{} باز روز، باز شب، باز روز، […]

Amanda — The Story Of

آماندای عزیز، تو شروع خوبی هستی برای نوشتن؛ همیشه بودی. همیشه، [همان وقتی که همه نبودند] تو بودی و کافی نبود مگر؟ آماندا؛ می‌دانی فرقِ بودنت را با بقیه‌ی دن‌ها؟ «تنها هستم، پسره [که لابد فکر می‌کند کول‌ترین سنگِ صبور دنیاست] می‌آید طرفم و به همین سادگی نیستم و نمی‌شود حرفی زد و حالبهمزن است.» […]

you know, i AM/PM ing

تئودورا، بعضی چیزها هستند، فقط برای اینکه از دست بروند، به حالشان حسرت خورده شود، به عقب برگرندانده شوند، و دوباره از دست بروند. مهم ماییم که آرزو می‌کنیم ای‌کاش به عقب برنگشته بودیم و «دوباره» از دست نداده بودیم. لابد به این امید که آنوقت می‌توانستیم [گشاد-گشاد راه برویم و] فخر بفروشیم که «من […]

While you were asleep

ای‌کاش یک بار، فقط یک بار، با پایان خرداد، اسفند شروع می‌شد. آنوقت، من کنار باغچه‌مان، زیر سایه‌ی درخت انار می‌خوابیدم و برگ‌های \چبر{snow-covered}‍ش را یکی یکی ورانداز می‌کردم. او هم تبدیل به یک خاطره می‌شد؛ خاطره‌ای از خرداد، که مسلّماً تا اسفند فراموش شده بود. \چبر{send}…

Camouflage of a vimineous tree in another hot sunny summer day

تو حتی معنی یک کلمه از حرف‌های من رو نمی‌فهمی. و البته این که این انتظار بی‌جای من ریشه توی کدوم آبسشن دوران کودکی داره، احتمالا خودت بهتر می‌دونی. تو می‌دونی که سخت‌ترین بخش یه مکالمه برای من، یکی احوال‌پرسی اولشه (که به بهانه‌ی *شادی، ختم به \چبر{merC & U?} می‌شه) و یکی خداحافظی آخرش […]